وقتی از «اجتنابناپذیری» نوسازی شهری حرف میزنیم، درواقع سیاست را از صحنه حذف میکنیم. جنتریفیکیشن معمولاً پیامد برهمکنشِ مقررات زمین، مالیه شهری، سرمایهگذاری، و سیاستهای مسکن است؛ نه یک فرآیند طبیعی و خنثی.
اگر شهر را صرفاً «بازار» ببینیم، جابهجایی اجباری ساکنان کمدرآمد به یک نتیجه منطقی تقلیل مییابد. اما اگر شهر را میدانِ قدرت و منازعه نهادی بدانیم، پرسش اصلی این است: چه کسی از این تغییر سود میبرد و چه کسی هزینه میدهد؟
راهحلها هم صرفاً اخلاقی نیستند: از کنترل اجاره و تولید مسکن اجتماعی تا مالیات بر سوداگری زمین، و شفافسازی زنجیره مالکیت میتواند مسیر را تغییر دهد.